امیرحسین جهانشاهی:

انتخابات پس از کودتای احمدی‌نژاد دیگر معنایی ندارد

نزدیک به ۱۵ ماه از اعلام موجودیت سازمان موج سبز میگذرد و امروز این تشکیلات به یکی از خطرهای جدی برای حکومت ایران بدل شده است. پخش سناریوی کذب «الماس فریب» علیه بخش اعظم نیروهای اپوزیسیون و در راس آنها سازمان موج سبز مهر تاییدی بر احساس این خطر جدی از جانب نظام مسلط بر ایران است.

پیش از این امیرحسین جهانشاهی، بنیانگذار موج سبز در یک کنفرانس مطبوعاتی (اینجا ببینید) در خصوص اقدامات جمهوری اسلامی و مواضع سازمان موج سبز در ارتباط با اقدامات اخیر سازمان‌های امنیتی رژیم اظهار نظر کرده و تاکید کرده بود که «جمهوری اسلامی علیرغم تلاش‌های ناکام خود در ماه‌های گذشته کوچکترین اقبالی در زمینه نفوذ به این تشکیلات نیافته است.»

در عین حال اعتراضات و انقلاب‌های جاری در کشورهای عربی به سویی میرود که تغییرات سرنوشت سازی در زندگی این ملت‌ها و همچنین جهت گیری سیاسی منطقه به وجود بیاورد. این تغییرات میتواند نقطه عطفی در موقعیت سیاسی- اجتماعی منطقه ایجاد کند اما کارشناسان سیاسی بر این باور هستند که جمهوری اسلامی با صرف هزینه‌های قابل توجه و تقویت نیروهای تندروی اسلام‌گرا در این کشورها همچنان تهدیدی برای وضعیت کنونی و نظام‌های آینده در این کشورها به حساب می‌آید.

در همین رابطه گفت و گویی داشته‌ایم با امیرحسن جهانشاهی، پایه گذار سازمان سیاسی موج سبز که در زیر میخوانید:

آیا وضعیت بحرانی و اعتراض گسترده در کشورهای منطقه موجب به حرکت درآمدن دوباره چرخ‌های اعتراضی جنبش در ایران خواهد شد و اگر چنین اتفاقی رخ خواهد داد این بار اعتراضات مردم ایران حول چه محوری شکل خواهد گرفت؟
اولا اینکه بدون شک منبع و محرک انقلابات کشورهای عربی تحت تاثیر اعتراض ملت ایران به کودتای احمدی نژاد بوده و هست . مردم ایران به کشورهای منطقه نشان دادند که نارضایتی و اعتراض مساله‌ای هست که باید به حکومت تحمیل شود. اما ملت‌های معترض در کشورهای عربی که از به بن بست رسیدن مبارزات مردم ایران درس گرفتند، راه مبارزه و پیروزی را به مردم ایران نشان دادند. آنها نشان دادند که راه مقابله با استبداد تنها اعتراض نیست بلکه آزادی را باید کسب کرد. بعنی انداختن حکومت استبدادی. ملت تونس و مصر نشان دادند که راه رسیدن به خواسته‌هایشان پایان دادن به حکومت بن علی و مبارک بود و امروز در ادامه این مسیر نوبت به بشار اسد در سوریه و قذافی در لیبی رسیده است. بر همین اساس ملت ایران هم باید در نظر داشته باشند که راه رسیده به آزادی، رفاه و آینده‌ای روشن در سرنگونی این رژیم است. با این حال ملت ایران منتظر این هستند که شرایط برای این مهم برای آنها فراهم شود. اعتراضات و انقلاب‌های جاری در کشورهای عربی بدون شک در رفتار و تحرک مردم ایران تاثیر خواهد داشت اما کماکان منتظر شرایط مناسب برای قیام ملی خود هستند و به زودی این روز فرا خواهد رسید. انقلاب مردم ایران بر خلاف انقلاب‌های عرب که خودجوش بوده‌اند، نیازمند یک سازماندهی منسجم با امکانات و توان مناسب در مقابل حکومت است چرا که حاکمیت ایران یکی از مستبدترین حکومت‌های منطقه و تمام دنیاست. ما با تمام شبکه‌ها و نیروهای خود در داخل برای به وجود آوردن شرایط قیام ملی با کمترین هزینه برای پیروزی در موقع مناسب اقدام خواهیم کرد.

با اینکه مردم برخی کشورهای عربی موفق به تغییر حاکمیت سیاسی شده‌اند اما به نظر میرسد تلاش‌هایی چه از جانب جمهوری اسلامی و چه از جانب جریانات سیاسی دیگر در کار است تا ساختار جدید سیاسی در این کشورها بر اساس منافع آنها شکل بگیرد. موضوعی که باعث شده کوره اعتراضات حتی در کشورهایی که به ظاهر پیروز شده اند گرم شود. با فرض اینکه شرایط مشابهی برای مردم ایران رخ دهد چه تضمینی وجود دارد که ساختار سیاسی آینده در ایران به مطالبات مردم وفادار بماند؟
من در مصاحبه های پیشین هم اشاره کردم که انقلاب های مردمی و خودجوش در کشورهای عربی بدون شک راه را برای تغییرات دموکراتیک در این کشورها بازخواهد کرد اما تا زمانی که حکومت اسلامی ایران همچنان وجود داشته باشد این خطر وجود دارد که انقلاب ملت‌های این کشورها شکست خورده و به حکومت‌های مشابه ایران در این کشورها ختم شود. امروز اخوان‌المسلمین در مصر از گروه‌هایی هستند که در تلاش است قدرت را درست بگیرد. خطر وجود چنین گروه‌هایی در تونس و دیگر کشورهای عربی نیز وجود دارد چرا که حکومت اسلامی ایران امکانات و هزینه های بسیاری را صرف تقویت و نفوذ در جریانات اسلامی در منطقه کرده است؛ بنابراین کسب مطالبات مردم در کشورهای عربی به میزان بالایی به سقوط حکومت ایران و احمدی نژاد بستگی دارد. مردم ایران هم برای کسب آزادی و حقوق اولیه خود در گام اول باید این حکومت را سرنگون کنند چرا که ایران امروز تحت سلطه حاکمیت استبدادی- نظامی، فساد اداری و اقتصادی اداره میشود و چیزی نمیتواند بدتر از اینها باشد بنابراین آزادی مردم ایران در گرو نابودی این حکومت و بنیان گذاشتن یک جمهوری دوم آزاد و دموکراتیک است که در آن دین از حکومت جدا خواهد بود.

از سویی با اینکه همچنان شاهد اعتراضات زندانیان سیاسی و دیگر فعالین عرصه‌های مختلف هستیم، این روزها بحث شرکت و یا تحریم انتخابات به میان آمده است. با توجه به وضعیت ایران در حداقل دو سال گذشته بحث در خصوص مشارکت در انتخابات چه معنایی میتواند داشته باشد؟
من در خصوص اعتراض‌هایی که چه از سوی زندانیان سیاسی و چه از سوی گروه‌ها و اشخاص دیگر در جریان بوده باید تاکید کنم که اعتراض در وضعیت حکومت تغییری به وجود نخواهد آورد بلکه این انقلاب است که حاکمیت را تغییر میدهد. با این حال این اعتراض‌ها همچنان امیدهای آینده‌ای بهتر را زنده نگه داشته و راه را برای تحرکات بزرگتر باز نگه داشته است. در مورد آنچه حکومت انتخابات مینامد و من چنین تعریفی برای آن در نظام کنونی ایران قایل نیستم، باید اعلام کنم که موج سبز بر این باور است که راه رسیدن به آزادی و تغییر سیاسی در ایران تنها از راه سقوط این حکومت میگذرد. بنابراین نظر ما در خصوص انتخابات مجلس هم روشن است چرا که پس از کودتای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری برای مردم ایران آشکار شد که دیگر انتخابات در حکومت اسلامی ایران معنایی ندارد.

برخی از اصلاح طلبان معتقدند برای توازن قوای سیاسی و تثبیت نیروی سیاسی در حاکمیت نیاز هست که در انتخابات مجلس در صورت بازشدن فضا شرکت کرد، به نظر شما جایگاه این دسته از فعالین سیاسی که معتقد به تغییر در چهارچوب نظام هستند، در کجای جنبش سبز است؟
در خصوص آنهایی که معتقد به براندازی نظام نیستند جواب من خیلی روشن است. سوال امروز این نیست که کسی جانشین خامنه‌ای یا احمدی نژاد و یا سران دیگر حکومت شود بلکه مساله این است که بنای این حکومت باید تغییر کند و جمهوری دیگری جایگزین نظام کنونی شود. تمام آنهایی که در این راه یعنی ایجاد جمهوری نوین که با ذات دموکراسی همخوانی دارد، پشتیبانی ملت آزادیخواه ایران را به همراه خواهند داشت و کسانی که قصد دارند در چهارچوب این حکومت فعالیت کنند، بنای حکومتی را حفظ میکنند که علیه ملت ایران و خواسته‌های برحق آنان است. در این میان برخی در داخل ایران هستند که تحت فضای خفقان سیاسی و سرکوب اندیشه ناچار هستند از اصلاح طلبی سخن بگویند و چاره ای جز این ندارند اما آنها که تحت نام اصلاح طلبی در حقیقت به دنبال حفظ نظام هستند، در لا به لای چرخ های انقلاب خرد خواهند شد.

با این وصف به نظر میرسد سازمان موج سبز در اهداف و برنامه‌های خود مصمم تر شده است. بسیاری از مخاطبان و همراهان موج سبز مایل هستند بدانند که تبلیغات و اقدامات جمهوری اسلامی در ماه‌های گذشته که با نمایش فیلم «الماس فریب» به اوج خود رسید، چه تاثیری بر روند فعالیت‌ها و اقدامات این سازمان گذاشته است؟
اقدامات اخیر حکومت اسلامی کوچکترین تاثیر و خللی در برنامه‌ها، امکانات و شبکه های فعال ما در داخل نگذاشته، خارج از اینکه ما مطمئن شدیم که جمهوری اسلامی سازمان موج سبز را به عنوان تهدیدی جدی در نظر داشته و از طریق شخصی که قبلا از طرف ما شناسایی شد (اینجا بخوانید) سعی کرده که به دستگاه‌های ما نفوذ پیدا کند. متاسفانه همزمان ما در هفته دوم و سوم فوریه متوجه شدیم که حاکمیت آقای سردار مدحی را نیز زیر کنترل خود گرفتنه البته بدون اینکه کوچکترین ضربه ای به شبکه های ما وارد شود. این اقدامات نشان میدهد که نظام برای اولین بار با سازمانی روبرو شده که هم قدرت و هم امکانات و برنامه منسجمی برای اهداف خود دارد که چیزی جز نابودی تمام حکومت بدون کوچکترین تخفیفی نیست. در عین حال این نابودی به معنای انتقام جویی و یا اقدامی بدون همراهی مخالفان این حکومت در بدنه نظام نیست. نگرانی جدی حکومت این است که میداند سازمان موج سبز با نیروهایی از داخل همین نظام قصد سرنگونی و ایجاد نظام جدیدی بر روی خاکستر این حکومت دارد. برنامه های ما کوچکترین تغییری نکرده و نفوذ ما در دستگاه های رژیم چنان ترسی ایجاد کرده که دستگاه های امنیتی مجبور به پخش سناریوی آقای مدحی در سالگرد انتخابات شدند. ما امروز نشان دادیم که نه تنها حکومت از ما میترسد بلکه کوچکترین اطلاعی از شبکه های ما ندارد و تمام اطلاعات خود را از وبسایت ها، یوتیوب و وسایل شخصی آقای مدحی کسب کرده است.

آنچه که مشخص است سازمان موج سبز و شما به عنوان رهبر آن به عنوان یکی از جدی ترین جریانات اپوزیسیون مطرح شده و همچنین مردم ایران به صورت عمومی با شما آشنا شده‌اند. با این حال برنامه شما در آینده به چه شکل خواهد بود و آیا میتوان این انتظار را داشت که سازمان موج سبز تا سرنگونی این حکومت، سازماندهی و تقویت پتانسیل انقلابی ملت ایران را در برنامه‌های خود دنبال کند؟
در اینکه با وضعیت پیش آمده و پخش این فیلم، مردم ایران با هدف کلی ما برای سرنگونی حکومت آشنا شده‌اند، شکی نیست و این مسئولیت ما را سنگین تر میکند. ما نباید به ملت ایران که در تمام این ۳۰ سال ناامیدی، دروغ و تحریف شنیده است، امید بی خود و وعده‌های غیر عملی- که امکانش وجود ندارد- بدهیم. وظیفه اول ما حفظ امنیت شبکه های داخلی ماست چرا که بدون آنها امکان هیچ کاری را نداریم. در گام بعدی ما باید شرایطی را به وجود بیاوریم که ترس از جبهه مردمی به قلب نظام تحمیل شود تا مردم برای اولین بار امید پیروزی را در چشمان خودشان ببیند و امکان دعوت از آنها برای قیام ملی فراهم شود. وظیفه ما این است که این شرایط را بدون عجله و در موقعیت مناسب به وجود بیاوریم. بدون شک موج سبز امروز دستگاهی نیست که به راحتی بتوان آن را از بین برد. با اینکه امروز نزدیک به ۱۵ ماه از موجودیت موج سبز میگذرد ما امیدواریم که در ماه‌های آینده ارتباط‌ها و مدیریت موج سبز با شبکه‌های خود در داخل به میزانی از بلوغ برسد که حتی اگر حکومت اسلامی شخص من را از بین ببرد، موج سبز و امکانات آن تا نابودی حکومت و ایجاد جامعه ای جدید به فعالیت خود ادامه دهد.

درباره این مطلب نظر دهید